سقوط

مثل حضور در لبه ی پرتگاه؛ در تلاطم میان ِ رویا و واقعیت
-
ooſɥɐɹ ɐıɯɹɐ

حالا هر چی

شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۴۱ ب.ظ

هیچ وقت قهر نکنید . در هیچ رابطه ای . حتی یک دوستی ساده . فقط کافی است هر وقت از آن رابطه خسته شدید و نتیجه گرفتید به مرز تنفر رسیده اید و راهِ برگشتی نیست ، جفت پا بروید توی صورتِ طرف مقابلتان . طوری که جایش بماند . اما قهر نکنید . قهر کردن پدیده ی عجیب و غریبی است که برای حل آن نیاز به خرج کردن حبه ای غرور دارید . از این حرف های فمینیسمی تخمی نمی خواهم بزنم  اما قهر کردن و بعد پدیده ی به نام آشتی برای هر دو طرف سخت است . گاهی آنقدر زیاد که می شود جدایی .  خسته که شدید کمی رابطه را شل کنید . کم حرف بزنید ، کم اهمیت بدهید ، رفتار های گذشته را تکرار نکنید  ، خودتان را کنترل کنید و مدتی برای خودتان باشید . ساعت هایتان را به خواندن کتاب بگذرانید و  بعد در فرصتی مناسب دو دو تا چهار تا کنید که برای چه میخواستید قهر کنید. اگر  آن رابطه برای تان مهم بود ؛  بنشینید، فکر کنید و صادقانه حل اش کنید. بدون قهر. شاید با کمی لطافت ِ در صحبت کردن. آن وقت بروید یواشکی در گوشش بپرسید گاز آشتی بدم خدمت تان ؟! بعد به هم بگویید به جهنم که چی گفتیم و چی شنیدیم؛ ما با همیم و آدم رفتن نیستیم.

* نوشتن از بهار حوصله می خواهد ، دلِ خوش . عجالتا هیچکدام را ندارم .

بهارتان به دل

دلتان باغِ نارنگی