سقوط

مثل حضور در لبه ی پرتگاه؛ در تلاطم میان ِ رویا و واقعیت
-
ooſɥɐɹ ɐıɯɹɐ

گریه میکنی؟

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۰۵ ب.ظ

 اگر روزی در یک نگاه ساده و برخورد معمولی با یک دختر، چیزی در ذهنتان وول خورد و احساس کردید عاشق اش شده اید، یا فکر کردید با تمام وجود دوستش دارین؛ شما یک خرِ آدم لخت کن لعنتی هستید، که البته این عنوان آنقدر ها هم بد نیست. در قدم اول سعی کنید کنترل هورمون هایتان را دست بگیرید و از ترشح بیش از حد شان جلوگیری کنید. این کار با یک دوش آب سرد و یا شاید ساعت ها دویدن در مسیری بی انتها میسر شود. در قدم دوم کلمات پر حرف تان را کنترل کنید و از گفتن جملاتی مثل "من دوست ات دارم " یا "تو تنها کسی هستی که من ازش خوشم اومده" به فرد مورد نظر شدیدا پرهیز کنید. به مراحل خود سانسوری تان کمی صبر و حوصله آویزان کنید و  بگذارید همه شان از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت و بعد هم به دست فراموشی سپرده شود. در تمام این مدت یادتان باشد واژه ها زر مفت میزنن. واژه ها تنها ابهام خلق میکنن و فاتحه ی دوست داشتن تان را می خوانند. حساب دوست داشتن یک موجود یا شروع یک تعهد دو نفره، شروع یک دوستی و حتی یک رابطه ی جنسی از هم جدا است. پس اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتید کمی فکر کنید که از موجود مقابل تان دقیقا چه می خواهید و بعد از واژه ها استفاده کنید. آن وقت روزی میتوانید آدم هایی را با تمام وجود بخواهید، برای رسیدن به آن ها تلاش کنید و حتی دوستشان داشته باشین.